تبليغاتX
آخرین خبر: فعلا خبر خاصی نیست جز کنکور ارشد که نزدیکه بهشت گمشده اینجاست!!!
اینجا کویت است.........صدای ما را از دانشگاه کردستان رشته معدن میشنوید.
یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد
نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد
راهی نروم که بیراه باشد
خطی ننویسم که آزار دهد کسی را
یادم باشد که روز و روزگار خوش است
همه چیز رو به راه و بر وفق مراد است و خوب
تنها، تنها دل ما دل نیست... آره
یادم باشد جواب کین را با کمتر از مهر و جواب دورنگی را با کمتر از صداقت ندهم
یادم باشد باید در برابر فریادها سکوت کنم و بروی سیاهی نور بپاشم
یادم باشد از چشمه درس خروش بگیرم و از آسمان درس پاک زیستن
یادم باشد خدا من را برای خوب بودن خلق كرده
یادم باشد سنگ خیلی تنهاست

باید با سنگ هم لطیف رفتار کنم، مبادا دل تنگش بشکند
یادم باشد برای درس گرفتن و درس دادن به دنیا آمده ام
نه برای تکرار اشتباهات گذشتگان
یادم باشد زندگی را دوست دارم
یادم باشد هرگاه ارزش زندگی از یادم رفت
در چشمان حیوان بی زبانی که به سوی قربانگاه میرود زل بزنم
تا به مفهوم بودن پی ببرم
یادم باشد می توان با گوش سپردن به آواز شبانه ی دوره گردی که از سازش عشق میبارد
به اسرار عشق پی برد و زنده شد
یادم باشد معجزه ی قاصدک ها را باور داشته باشم
یادم باشد گره تنهایی و دلتنگی هر کس فقط به دست دل خودش باز می شود
یادم باشد هیچگاه لرزیدن دلم را پنهان نکنم، تا تنها نمانم
یادم باشد هیچگاه از راستی نترسم و نترسانم
یادم باشد از بچه ها می توان خیلی چیزها آموخت
یادم باشد پاکی کودکیم را از دست ندهم
یادم باشد زمان بهترین استاد است
یادم باشد با کسی آنقدر صمیمی نشوم، شاید روزی دشمنم شود
یادم باشد
با کسی دشمنی نکنم، شاید روزی دوستم شود
یادم باشد قلب کسی را نشکنم
یادم باشد اگه به کسی عشق ورزیدم، عشقم پاک باشد، مثل زلال آب یا آسمان بی ابر صحرا، بزرگ و زیبا و وسیع

یادم باشد زندگی ارزش غصه خوردن ندارد
یادم باشد پل های پشت سرم را ویران نکنم
یادم باشد بخاطر احساسم، مزاحم احساس کسی نشوم
یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند

یادم باشد که ارزش هر کس بسته به شخصیتش تعیین میشود
یادم باشد زندگی همیشه جذاب است حتی اگر تنها یک روز با مرگ فاصله داشته باشیم
یادم باشد امید کسی را از او نگیرم، شاید تنها چیزی است که دارد
یادم باشد که عشق کیمیای زندگی ست
یادم باشد که آدمها همه ارزشمندند و همه می توانند مهربان و دلسوز باشند
یادم باشد زنده ام و اشرف مخلوقات
يادم باشد خواهم مرد روزي
يادم باشد...

 

امروز یکی از بچه ها یکی از آهنگهای مرحوم عبدالهی رو گذاشته بود، آهنگ با دیکلمه قسمت اول متن بالا شروع میشه(داونلود دیکلمه)، نمی خوام قشنگیه این متن رو با حرفام کم کنم، ولی من خودم بعضی وقتا یادم میره، همه مون بعضی وقتا یادمون میره، که کی هستیم، که به خودمون قول دادیم کی باشیم... سعی کنیم هیچ وقت یادمون نره...

یادم باشد وقتی بنزین میزنم کارت سوختم رو تو دستگاه جا نزارم! (ببخشید این یکی شوخی بود!)

با آرزوی موفقیت برای همه تون! خوش باشید

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 19:14  توسط ehs@n | 
عکس زیر صحنه هایی از یک فیلم بسیار جذاب و زیبای هندیه! که مثل بقیه فیلم های هندی در ژانر اکشن، خانوادگی، علمی تخیلی، ترسناک، احساسی و کمدی ساخته شده!!! نقش اول این فیلم نیز احتمالا" باید آمیتاپاچان باشه! ببینید بعد از تیر خوردن چه مقاومتی میکنه این!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 19:21  توسط ehs@n | 

چند روز پیش یکی از بیشترین سرچ هایی که با گوگل انجام شد، سرچ عبارت "white people stole my car" بود! موضوع از این قرار بود که جناب گوگل یه ویژگی داره که بعد از سرچ هر کلمه، عبارت های مشابه رو هم پیشنهاد میده که اگر احیانا" اشتباهی شده باشه، تصحیح بشه!!!(واقعا دستش درد نکنه!)

ولی اینبار از بخت بدش پیشنهادی که داد باعث شد که کلی صدای سیاه پوستا و البته مخالفین پروپا قرص نژاد پرستی در بیاد!!!

البته الان گوگل این مسئله رو برطرف کرده و اگه الان برید امتحان کنید میبیند که دیگه هیچی رو پیشنهاد نمیده! مثل اینکه بدجور بهش برخورده! بجاش مینویسه: من غلط بکنم دیگه به شما آدمای بی جنبه پیشنهادی بدم، ایششششش!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 19:11  توسط ehs@n | 

آه برادر کجایی؟ فیلمی کمدی، ساخته برادران کوئن و محصول سال ۲۰۰۰ آمریکاست، این فیلم برداشت آزادی از کتاب اودیسه ی هومر است(البته میشه گفت یک برداشت کاملا آزاد چون خودم تا نقد فیلم رو نخوندم به این نکته پی نبردم!). پنی که در فیلم نقش همسر اورِت(جورج کلونی) را بازی می کنه، شبیه شخصیت پنه لوپه و شخصیت اورت هم مثل اولیس در کتاب اودیسه است. سه دختری که در رودخانهٔ کنار جاده، قهرمانهای فیلم، اورت، دلمار و پیت را وسوسه می‌کنند، اشاره به خواهران سیرن در ادیسه ی هومر دارند. بیگ دن تیگ، با بازیه جان گودمن مثل غول یک چشم ادیسه، یک چشم داره و سر راه قهرمانان فیلم قرار می‌گیره که اشاره به سایکلوپ (غول یک چشم) در داستان اودیسه است. فیلم با فرار سه زندانی بهم زنجیر شده شروع میشه، اورت می فهمه که همسرش داره با مرد دیگه ای ازدواج می کنه و بهمین خاطر دو زندانی دیگه رو که بهش زنجیر شده اند، با ادعای وجود یک گنج، برای فرار راضی می کنه! و......... (بقیه اش رو نمیگم خودتون ببینید، مطمئن باشید ارزش یه بار دیدن رو داره!)

جوایز:

  • نامزد اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی، سال ۲۰۰۱ میلادی
  • نامزد اسکار بهترین فیلمبرداری، سال ۲۰۰۱ میلادی
  • جایزه بهترین بازیگر فیلم های کمدی یا موزیکال، برای جورج کلونی، گلدن گلوب ۲۰۰۱
  • جایزه بهترین آلبوم موسیقی فیلم، جایزه Grammy در سال ۲۰۰۱
  • نامزد دریافت نخل طلایی در جشنواره کن سال ۲۰۰۰

    یکی از نکات مثبت و برجسته فیلم موسیقی متن فیلمه، که ارتباط پایاپای و مستقیمی با صحنه های فلسفی فیلم داره و کاملا احساسات بیننده رو به خودش جذب می کنه! یکی از این موسیقی های بسیار قشنگ، آهنگ "مرد همیشه غمیگن" که می تونید اون رو از لینک زیر داونلود کنید. کسانی که این فیلم رو دیده باشن از این آهنگ خیلی لذت خواهند برد!

    داونلود: Man of constant sorrow.mp3

    (In constant sorrow through his days)
    I am a man of constant sorrow
    I've seen trouble all my day.
    I bid farewell to old Kentucky
    The place where I was born and raised.
    (The place where he was born and raised)

    For six long years I've been in trouble
    No pleasures here on earth I found
    For in this world I'm bound to ramble
    I have no friends to help me now. 
    (He has no friends to help him now)

    It's fare thee well my old lover
    I never expect to see you again
    For I'm bound to ride that northern railroad
    Perhaps I'll die upon this train.
    (Perhaps he'll die upon this train)

    You can bury me in some deep valley
    For many years where I may lay
    Then you may learn to love another
    While I am sleeping in my grave.
    (While he is sleeping in his grave)

    Maybe your friends think I'm just a stranger
    My face you'll never see no more.
    But there is one promise that is given
    I'll meet you on God's golden shore.
    (He'll meet you on God's golden shore)

    شاد و موفق باشید

  • + نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 3:26  توسط ehs@n | 
    رییس یک کارخانه بزرگ ایرانی معاون خود را احضار و به او می گوید: “روز

    دوشنبه، حدود ساعت ۷ غروب، ستاره دنباله دار هالی دیده خواهد شد. نظر به

    اینکه چنین پدیده ای هر ۷۸ سال یکبار تکرار می شود، به همه کارگران ابلاغ

    کنید که قبل از ساعت ۷، با بسر داشتن کلاه ایمنی، در حیاط کارخانه حضور

    یابند تا توضیحات لازم داده شود. درصورت بارندگی مشاهده هالی با چشم

    عریان (غیر مسلح) ممکن نیست وبهمین خاطرکارگران را به سالن نهارخوری

    هدایت کنید تا از طریق نمایش فیلم با این پدیده شگفت آشنا شوند”.

     

    معاون خطاب به مدیر تولید : “بنا بدستور جناب آقای رییس،

    ستاره دنباله دار هالو روز دوشنبه بالای کارخانه طلوع خواهد کرد. در صورت

    ریزش باران، کلیه کارگران را با کلاه ایمنی به سالن نهار خوری ببرید تا

    فیلم مستندی را درباره این نمایش عجیب که هر ۷۸ سال یکبار در برابر چشمان

    عریان اتفاق می افتد، تماشا کنند”.

     

    مدیر تولید خطاب به ناظر: “بنا بدرخواست آقای معاون، قرار

    است یک آدم ۷۸ ساله هالو با کلاه ایمنی و بدن عریان در نهارخوری کارخانه

    فیلم مستندی درباره امنیت در روزهای بارانی نمایش دهد”.

     

    ناظر خطاب به سرکارگر: “همه کارگران بایستی روز دوشنبه ساعت ۷ لخت

    و عریان در حیاط کارخانه جمع شوند و به آهنگ بارون بارونه گوش کنن”.

     

    سرکارگر خطاب به کارگران:”آقای رییس روز دوشنبه ۷۸ سالش میشود و

    قرار است در حیاط کارخانه و سالن نهار خوری بزن و بکوب راه بیفته و گروه

    هالو پشمالو برنامه اجرا کنه.هرکس مایل بود میتونه برهنه بیاد ولی کلاه

    ایمنی لازمه

    + نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 18:19  توسط محمد عباسی | 
    این عکس که اسمش Green-Eyed Gecko است به عنوان عکس برتر ماه اکتبر در سایت National Geographic انتخاب شده! این عکس برای مسابقه بین المللی عکس ۲۰۰۹ ارائه شده که هر ساله نشنال ژئوگرافی برگذار می کنه اگه شما هم دوست دارید شرکت کنید،باید بدونید که آخرین فرصت ارسال عکس هاتون تا آخر ماه اکتبر یعنی تا ۱۰ روز دیگه است! و عکس هاتون باید در سه ضمینه ( مردم، اماکن و طبیعت) باشه! این مسابقه جایزه هم داره و در صورت برنده شدن یک دوربین دیجیتال با کل ملزومات و نسخه ای از مجله نشنال ژئوگرافی که عکس شما توش چاپ شده و همچنین ورود به مسابقات جهانی عکاسی رو دو دستی تقدیمتون می کنن، پس فرصت رو از دست ندید، خدا رو چه دیدید شاید برنده شدید، این خارجی ها از چیزهایی که برای ما خیلی پیش پا افتاده و الکیه کلی ذوق می کنن!!!

    PHOTO OF THE MONTH

    by Anke Seidlitz, 2009 International Photo Contest

    Green-Eyed Gecko

    یه چیز کاملا بی اهمیت رو یادم رفت بگم، برای شرکت در این مسابقه باید ۲۲ دلار ورودی بدید، البته برای هر عکس!!! خب اگه این مسابقه اینجا برگذار میشد، مطمئنا" هر کی شرکت می کرد اول میشد، چون شرکت کننده هاش به ۲ نفر هم نمی رسیدن!

    موفق باشید

    + نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 22:7  توسط ehs@n | 

     سلام، یکی از دوستام این مطلب رو برام ایمیل کرده، البته خواستم ترجمه اش رو بزارم ولی اینجوری هم زبان تون تقویت میشه و هم اورجینالش خیلی باحال تره!(نه که ما عادت کردیم همیشه از اورجینال استفاده کنیم...)

    Bill Gates organized an enormous session to recruit a new Chairman for Microsoft Europe. 5000 candidates assembled in a large room. One candidate is "Amir" an Iranian guy.

    Bill Gates thanked all the candidates for coming and asking those who do not know JAVA program to leave. 2000 people leave the room. Amir says to himself: "I do not know JAVA but I have nothing to lose if I stay. I'll give it a try"

    Bill Gates asked the candidates who never had experience of managing more than 100 people to leave.

    2000 people leave the room. Amir says to himself: "I never managed anybody by myself but I have nothing to lose if I stay. What can happen to me?" So he stays.

    Then Bill Gates asked candidates who do not have management diplomas to leave. 500 people leave the room. Amir says to himself: "I left school at 15 but what have I got to lose?" So he stays in the room.

    Lastly, Bill Gates asked the candidates who do not speak Serbo - Croat to leave. 498 people leave the room. Amir says to himself: "I do not speak one word of Serbo - Croat but what do I have to lose?" So he stays and finds himself with one other candidate.

    Everyone else has gone.

    Bill Gates joined them and said: "Apparently you are the only two candidates who speak Serbo - Croat, so I'd now like to hear you have a conversation together in that language."

    Calmly, Amir turns to the other candidate and says "in yaroo chi az june ma mikhad?"

    The other candidate answers "age to midouni, manam midounam!"

    + نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 22:19  توسط ehs@n | 
    یارو زبونش میگرفته میره داروخونه میگه: آقا دیب داری؟ میگه: دیب دیگه چیه؟ میگه: دیب دیگه. اینورش دیب داره، اون‌ورش دیب داره.
    طرفش میگه: والا ما تا حالا دیب نشنیدیم. چی هست این دیب؟
    یارو میگه: بابا دیب. دیب.
    طرف می‌بینه نمی‌فهمه، میره به رییس داروخونه میگه. اون میاد می‌پرسه: چی می‌خوای عزیزم؟
    یارو میگه: «دیب!»
    رییس می‌پرسه: دیب دیگه چیه؟
    یارو میگه: بابا دیب دیگه. اینورش دیب داره، اون‌ورش دیب داره.
    رییس داروخونه میگه: تو مطمئنی که اسمش دیبه؟
    یارو میگه: آره بابا. خودم دائم مصرف دارم. شما نمی‌دونید دیب چیه؟
    رییس هم هر کاری می‌کنه نمی تونه سر در بیاره و کلافه میشه. یکی از کارکنای داروخونه برای خودشیرینی میاد جلو و میگه: یکی از بچه‌های داروخونه مثل همین زبونش می‌گیره. فکر کنم بفهمه این چی می‌خواد. اما الان شیفتش نیست.
    رییس داروخونه که خیلی مشتاق شده بود بفهمه دیب چیه، گفت: اشکال نداره. یکی بره دنبالش، سریع برش دارین بیارینش.
    می‌رن اون کارکنه رو میارن. وقتی میرسه از یارو می‌پرسه: چی می خوای؟
    یارو میگه: دیب.
    کارکنه میگه: دیب؟
    یارو: آره
    کارکن: که اینورش دیب داره، اونورش دیب داره؟
    یارو: آره.
    کارکن: داریم! چطور نفهمیدن تو چی میخوای؟
    همه خیلی خوشحال شدن که بالاخره فهمیدن یارو چی میخواد. کارکنه سریع میره توی انبار و دیب رو میذاره توی یه مشمع مشکی و میاره میده به یارو و اونم میره پی کارش.
    همه جمع میشن دور اون کارکن و با کنجکاوی می‌پرسن: چی می‌خواست این؟
    کارکن میگه: دیب!
    می‌پرسن: دیب؟ دیب دیگه چیه؟
    میگه: بابا اینورش دیب داره، اونورش دیب داره!
    رییس شاکی میشه و میگه: اینجوری فایده نداره. برو یه دونه دیب ور دار بیار ببینیم دیب چیه؟
    کارکن میگه: تموم شد. آخرین دیب رو دادم به این بابا رفت!
    + نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 21:5  توسط نائر رحمانی | 
    سلام

    یکی از دوستان همکلاسی میخواد بسته های آموزشی سنجش تکمیلی رو بگیره و اگه بشه دنبال یه نفر میگرده که با هم (شراکتی) اونها رو بخرن. ظاهرا یکم قیمت این بسته زیاده و طبیعیه که اگه دو نفر با هم بخرن خیلی به نفع هر دو تاست. پس اگه شما هم طالب هستید به من خبر بدید تا شما رو به هم برسونم.

    راستی از این به بعد وبلاگ ما همچین کارهایی (تبلیغات) هم میکنه!

    + نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 18:35  توسط نائر رحمانی | 
    سلام. بعد یه مدت طولانی که به دلایل شخصی مطلبی ننوشته بودم حالا به مناسبت شروع سال تحصیلی جدید این مطلبو نوشتم که خوندنش بدک نیست مخصوصا واسه ترم اولی های عزیز.!!!!!!!!!!!!

    خب ببینید تقصیر من نیست من هی میخوام حرفی نزنم اینها اتو میدن دست ادم(بابا اتو نه آتو) خب ترم جدید تحصیلی شروع شده و بیچاره ترم اولیها که با هزاز امید و آرزو!!!!! میرن دانشگاه ببینیم  چی میشه...(چی به سرش میاد)

    + نوشته شده در  شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 11:19  توسط ابراهیم اصلانی | 
    سلام.

    مطلبی که میخوام بنویسم خیلی بیخود و بی مزه است. طبیعی هم هست!

    چون راجع به کنکوره... این پدیده خانمان سوز و برانداز انگار دست از زندگی ما برنمیداره!

    خلاصه کلام اینکه جهت اطلاع فقط عرض میکنم که:

    برای اولین بار در سنندج و ایران که هیییییچ در کل خاورمیانه موسسه آموزش عالی ماهان برای رشته معدن یکسری آزمونهای آزمایشی برگزار کرده. ما که دلمون رو زدیم به دریا و شرکت کردیم. گفتم به شما هم خبر داده باشم تا اگه صلاح دونستید شرکت کنید.

    راستی نمایندگی این موسسه هم (توی سنندج) توی چهار راهه وکیله .نزدیک بانک تجارت.

    قیمت هر آمون هم سی هزار تومنهو برای معدن هم ۵ آزمون برگزار میشه که یکیش انجام شد.

    + نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 13:38  توسط نائر رحمانی | 
    سلام

    به عکس زیر خوب نگاه کنید.

     

    بعدش که خوب نگاه کردید ، بدانید و آگاه باشید که:

    ۱- واحد گاز سی ان جی متر مربعه! البته این گاز با بقیه گاز ها فرق داره و مقدار بقیه اونها رو با متر مکعب بیان میکنن!

    ۲- این عکس واقعیه! (این تصاویر واقعیست!)

    ۳- مهمتر از همه اینکه خودم این عکس رو از جایگاه بنزین سوپر سنندج شکار کردم! (البته این شکار من خوردنی نیست! و اگه خدای نکرده کسی بخواد اون رو بخوره باعث میشه که سرعتش از وسایل موتوری بنزین سوز هم بیشتر بشه و احتمالا بدون توقف تا اون دنیا بره!)

    + نوشته شده در  پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 1:7  توسط نائر رحمانی | 
    برای دیدن تقویم آموزشی دانشگاه لطفا به لینک زیر بروید.

    تقویم آموزشی دانشگاه

    + نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 0:36  توسط نائر رحمانی | 
    سلام

    انگار این کشمکش های سیاسی تمومی ندارن! هر روز یکی به یه نفر دیگه نامه مینویسه و فرداش هم نامه ای خطاب به نویسنده نوشته میشه! توی این اوضاع و احوالی که زاییده جریان انتخابات ریاست جمهوریه هر جور صحبت حق و ناحقی شده. انواع و اقسام نامه ها رو مردم ما (اونهایی که اخبار رو دنبال میکنن) میخونن که توی اونها پر از نامه های تکذیب و تصدیق و انتقاد و تایید و ... است.

    یکی از نامه هایی که به نظر من خیلی جالب و جذاب بود جای صحبت زیادی هم داره نامه عبدالکریم سروش به آیت الله خامنه ای هستش. نامه ای با ادبیات و نوشتاری کاملا قوی و جذاب و همراه با تعداد زیادی از ابیات و اشعار مربوط به متن نامه (که توی تقریبا تمام نامه های سروش دیده میشه). این نامه دارای تند ترین مضامین و انتقاد ها (به ظاهر) از آیت الله خامنه ای هستش.

    پیشنهاد میکنم خودتون این نامه را بخونید و راجع به اون اظهار نظر کنید. و توی قسمت نظرات ما رو هم بی نصیب نذارید.

    البته به نظر من این نامه مثل همه چیز های دیگه نقاط قوت و ضعفی داره. البته شاید نتونیم بگیم نقاط قوت و ضعف! بهتره گفت جملاتی که من به عنوان یه خواننده با اونها موافق بودم و با بعضی هاشون مخالف! البته جاهایی هم واقعا به تناقضاتی میرسیدم که ....

    آزاد نبودن تریبون ها و روزنامه ها و جدایی دین از سیاست و قاطی کردن هر انتقاد و صحبتی با اقدام علیه امنیت ملی از جمله صحبت هایی است که من با اونها موافقم. و اینکه بعضی جاها خیلی فعل ها از انجام دادن وظایف محوله مهم تر جلوه دادن میشن! ( مثلا یکی از اونها همین لیست مفسدان اقتصادیه که یه زمانی بدون کسب اجازه از مقام قضایی و در مجلسی بی ربط به این مسائل مطرح میشه ولی بعد از اون جریانات تا بحال هیچ خبری از اون اسامی یا مجازات و دادگاهی اونها نیست! شاید به بهانه تشنج و التهاب سیاسی داخلی و ضرر داشتن برای نظام! یا مثلا مجازات نکردن دانه درشت های سیاسی که به جای اونها این روزها عوامل خرده ریز و کسانی که بازیچه دست دانه درشت ها شدن رو هر روز به دادگاه میکشن! شاید باز هم به همون بهانه ها)

    البته برای تناقضات فقط دو مورد مهم رو ذکر میکنم:

    ۱- الف:اگر در جریان باشید ، از نظریات سروش که خیلی هم آتیش به پا کرد ، نظرش در مورد کلام انسان بودن قرآن هستش. اون میگه که قرآن کلام حضرت محمد هست و نه خدا!

    ب: در قسمتی از نامه سروش میخوانیم که: "و آنگاه به ياد مي آورم کلام خالق سبحان را در ذکر حکيم که:
    و اذ قالت امه منهم لم تعظون قوما الله مهلکم او معذبهم عذابا شديدا قالوا معذره الي ربکم و لعلهم يتقون (آنان پرسيدند چرا کساني را موعظه مي کنيد که خدا قطعا هلاک و عذابشان خواهد کرد، موعظه گران گفتند عذري است تا خدا ما را به گناه آنان نگيرد، شايد هم پند ما در آنان درگيرد – سوره اعراف 164)"

    ۲- الف: از موضوع این نامه بر میاد که دکتر سروش نامه رو خطاب به آیت الله خامنه ای نوشته و نکاتی رو از گذشته به او یادآوری کرده که انگار آیت الله خامنه ای از انذار او بهره ای نبرده و یکی از دلایل مشکلات پیش آمده ، عمل نکردن به توصیه های اوست! " آقاي خامنه اي،  مي دانم که روزهاي تلخ و سختي را مي گذارنيد. خطا کرده ايد، خطايي سخت. تدبير اين خطا را من دوازده سال پيش به شما نشان دادم. گفتم آزادي را چون روش برگيريد. از حق بودن و فضيلت بودنش بگذريد. آن را براي رسيدن به حکومتي کامياب به کار گيريد. اين را که مي خواهيد؟. " انگار که آیت الله خامنه ای از مسیر انقلاب خارج شده و کاری کرده که مشکلاتی برای انقلاب بوجود آورده! (یعنی همان انحراف از را امام)

    ب: در جای دیگری از نامه سروش خدای توبه پذیر را مورد خطاب قرار داده و از او به خاطر کمک به ظالمان عصر خود معذرت خواهی میکند: "بارخدايا تو گواه باش، من که عمري درد دين داشته ام و درس دين داده ام. از بيداد اين نظام استبداد آئين برائت مي جويم و اگر روزي به سهو و خطا اعانتي به ظالمان کرده ام از تو پوزش و آمرزش مي طلبم." همه میدانند که دکتر سروش فقط در زمان امام خمینی مسئولیت داشته . پس این ظالمان زمان چه کسانی هستند؟ آیا این نامه فقط به یک نفر بوده؟ یا....؟

    البته نکات قابل توجه دیگری هم در این نامه هست که مجال صحبت در مورد اونها نیست!

    مثلا تغییر جهت سیاسی و پشتیبانی از موسوی (همون کاری که اوباما کرد!) در حالی که از منتقدان سرسخت او بود.

    بگذریم.... از اینکه سرتون رو درد آوردم معذرت میخوام. البته اینها برداشت من از نامه دکتر سروش بود و هر کسی میتونه نظر متفاوتی با من داشته باشه. ازتون میخوام بیایید تا با هم نقد کنیم. توی قسمت نظرات منتظر نظراتتون هستم. البته امید وار هم هستم روانکاوی متن نامه دکتر سروش هم روی اینترنت بیاد تا بهتر بتونیم راجع به اون صحبت کنیم. آخر سر هم چند تا لینک بهتون معرفی میکنم که مطالب بدی ندارن. البته همه مطالب درج شده توی اونها مورد قبول من نیست! ولی تا حدودی نظراتشون برام قابل قبول و عقلانیه. پیشنهاد میکنم که اونها رو بخونید. (به ترتیب!)

    ۱- نامه دکتر سروش به آیت الله خامنه ای

    ۲- نامه دکتر سروش به موسوی

    ۳- نقد نامه دکتر سروش در وبلاگ آهستان

    ۴- جوابیه ای در نقد نامه دکتر سروش در وبلاگ آهستان

    + نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم شهریور 1388ساعت 23:56  توسط نائر رحمانی | 
    زمان انتخاب واحد اینترنتی نیمسال اول ۸۸ تمدید شد.

    دوستانی که موفق به انتخاب واحد نشدند لطفاْ اقدام کنند!

    بیست و سوم شهریور میتونید انتخاب واحد کنید.

    + نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 21:45  توسط نائر رحمانی | 

    سلام دوستان امیدوارم همگی خوب باشید، طاعات و عباداتتون هم قبول، یه موقع مارو از دعای خیرتون بی نصیب نزارید ها، ممنون جای دوری نمیره!

    بعد از انتشار آلبوم رندان مست، استاد شجریان قطعه ی جدیدی رو اجرا کرده به اسم "زبان آتش و آهن"! که همچین بی ربط به حال و هوای این روزهای مملکت نیست! البته حرف و حدیث هایی هست که میگه چون سازنده های این قطعه امید چندانی به گرفتن مجوز از وزارت فرشاد(همون وزارت فرهنگ! و ارشاد؟) نداشتن تصمیم گرفتن اون رو به صورت رایگان در اینترنت پخش کنن! پس شما هم با خیال راحت داونلود کنید و به جون وزارت فرشاد دعا کنید که باعث شده هنرمند ها بخاطر اینکه آثارشون پخش بشه، کلا" از حق کپی رایتشون میگذرند! قطعه زبان آتش با شعری از زنده یاد فریدون مشیری و آهنگ سازی خود استاد شجریان و  همچنین تنظیم مجید درخشانی و با همکاری ارکستر سمفونیک در دستگاه شور اجرا شده، امیدوارم شما هم از این قطعه پرمعنا لذت ببرید!

    استاد محمد رضا شجریان

    یه چیزی یادم رفت بگم، تو اینترنت که داشتم می گشتم و نظرات رو می خوندم مثل اینکه بعضی ها این اثر استاد شجریان، زیاد به مذاقشون خوش نیومده و مثل اینکه کلا" دوست ندارن تفنگاشون رو زمین بزارند!  امیدوارم این دوستان هم تعصب رو کنار بگذارند و به پیام انسانی این اثر توجه کنند نه به گرایشهای سیاسی خودشون!!! بگذریم...

    برای داونلود قطعه زبان آتش یر روی لینک زیر کلیک راست کنید و گزینهsave target as رو انتخاب کنید و سپس در مسیر دلخواه ذخیره کنید.

    داونلود زبان آتش و آهن 

     

    تفنگت را زمین بگذار...

    تفنگت را زمین بگذار
    که من بیزارم از دیدار این خونبار ناهنجار
    تفنگ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
    من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان‌کن
    ندارم جز زبان دل، دلی لبریز از مهر تو،
    تو ای با دوستی دشمن!
    زبان آتش و آهن
    زبان خشم و خونریزی ست
    زبان قهر چنگیزی ست
    بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن شاید
    فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید
    برادر گر که می‌خوانی مرا،
    بنشین برادر وار

    تفنگت را زمین بگذار،
    تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
    این دیو انسان‌کُش برون آید.
    تو از آیین انسانی چه می‌دانی؟
    اگر جان را خدا داده ست
    چرا باید تو بستانی؟
    چرا باید که با یک لحظه غفلت،
    این برادر را
    به خاک و خون بغلتانی؟
    گرفتم در همه احوال، حق‌گویی و حق‌جویی...
    و حق با توست
    ولی حق را ــ برادر جان ــ
    به ‌زور این زبان نافهم آتش‌بار
    نباید جست...

    اگر این بار شد وجدان خواب
    آلوده‌ات بیدار
    تفنگت را زمین بگذار...

     

    آزاده باشید...

    + نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 18:15  توسط ehs@n | 
    سلام.

    قبل از شروع هر صحبتی امیدوارم که انتخاب واحدتون رو بدون هیچ مشکلی انجام داده باشید و همه درساتون رو با بالاترین نمره پاس کنید.

    بعدشم باید خدمتتون عرض کنم که طبق تحقیقات انجام شده (!) سی و یکم شهریور ماه روز تحویل خوابگاهه.

    قسمت دیگه عرائضم مربوط میشه به دعای خیر.

    ازتون میخوام تا توی این شبهای قدر به یاد همه گرفتار ها باشید و کنار دعای خیر برای نزدیکانتون اونها رو هم فراموش نکنید. توی این شبها و شبهای دیگه هستند کسانی که نا امید جلوی اتاق آی سی یو و سی سی یو منتظر رحمت خدان. کسانی که از کمک و اسباب خیر شدن پزشکها برای معالجه بچه شون نا امید شدن و نیازمند دعای خیر شما هستن. اونها رو فراموش نکنید.

    امروز از همسایه است و فردا از خود ما! (انشاء الله که برای هیچ آدمی مشکلی غیر قابل حل پیش نیاد)

    وظیفه خودمون رو بجا بیاریم و برای نیازمندها دعا کنیم.

    من رو هم یادتون نره. از همتون ممنونم.


    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیلَةِ الْقَدْرِ«1»
    ما آن [= قرآن‌] را در شب قدر نازل کردیم!

    وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَیلَةُ الْقَدْرِ«2»
    و تو چه می‌دانی شب قدر چیست؟!

    لَیلَةُ الْقَدْرِ خَیرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ«3»
    شب قدر بهتر از هزار ماه است!

    تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ«4»
    فرشتگان و «روح» در آن شب به اذن پروردگارشان برای (تقدیر) هر کاری نازل می‌شوند.

    سَلَامٌ هِی حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ«5»
    شبی است سرشار از سلامت (و برکت و رحمت) تا طلوع سپیده!

    + نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 0:4  توسط نائر رحمانی | 
    سلام.

    اگه احیاناْ چارت درسی رو گم کردید یا جایی هستید که در دسترستون نیست میتونید اون رو از لینک زیر دانلود کنید.

    دانلود چارت (دوستان خبر دادند که در این فایل در ترم ششم به جای ژئوفیزیک ۲ من نوشتم ژئوشیمی ۲ ! لطفا مراقب باشید.)


    اگه میخواهید درس تفسیر رو انتخاب کنید و میخواهید با کلاس خودمون باشید لطفاْ گروه ۱۳ رو انتخاب کنید. ( سه شنبه ۱۲ تا ۱۴ - استاد سلحشور - دانشکده فنی)


    برای درس تاریخ اسلام لطفا گروه یک رو انتخاب کنید  (شنبه ها ۱۲ تا ۱۴ - استاد قلی نیا - دانشکده فنی)


    من همین حالا (یعنی ۱۴ شهریور ۸۸ ساعت ۲۲:۵۲) از طریق اینترنت خانگی (دایال آپ) به راحتی و با سرعت تونستم وارد سیستم بشم. پس سیستم مشکلی نداره و میتونید به راحتی کارهاتون رو انجام بدید.


    برای شروع انتخاب واحد میتونید از ساعت ۰۰:۰۱ بامداد روز پونزدهم شهریور شروع کنید.


    این پست در مدت این دو روز به مرور تکمیل میشود!

    + نوشته شده در  شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 22:47  توسط نائر رحمانی | 
    سلام
    متن زیر رو بخونید و به یه سوال من جواب بدید (لطفاً)
    1- طبق گفته های قرآن مگه ما نمیگیم شیطان از جن بود؟ (سوره کهف آیه 50)
    2- دوباره مگه طبق گفته های صریح قرآن ما به زندگی و مرگ و قیامت جنیان اعتقاد نداریم؟ (سوره الاعراف آیه 38)
    تا اونجایی که دوباره از قرآن برمیاد ، شیطان از زمان آفرینش انسان وجود داشته (حتی قبل از اون!) تا الان هم که زنده است. احتمالاً تا آخر دنیا هم زنده میمونه!
    پس این شیطان چه موقعی میمیره تا ما از دستش راحت بشیم؟؟؟!!!

    سوره کف آیه 50 : وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّیتَهُ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِی وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِینَ بَدَلًا
    به یاد آرید زمانی را که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید!» آنها همگی سجده کردند جز ابلیس -که از جن بود- و از فرمان پروردگارش بیرون شد آیا (با این حال،) او و فرزندانش را به جای من اولیای خود انتخاب می‌کنید، در حالی که آنها دشمن شما هستند؟! (فرمانبرداری از شیطان و فرزندانش به جای اطاعت خدا،) چه جایگزینی بدی است برای ستمکاران!

    سوره الاعراف آیه 38 : قَالَ ادْخُلُوا فِی أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ فِی النَّارِ كُلَّمَا دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَعَنَتْ أُخْتَهَا حَتَّى إِذَا ادَّارَكُوا فِیهَا جَمِیعًا قَالَتْ أُخْرَاهُمْ لِأُولَاهُمْ رَبَّنَا هَؤُلَاءِ أَضَلُّونَا فَآتِهِمْ عَذَابًا ضِعْفًا مِنَ النَّارِ قَالَ لِكُلٍّ ضِعْفٌ وَلَكِنْ لَا تَعْلَمُونَ
    (خداوند به آنها) می‌گوید: «در صف گروه‌های مشابه خود از جن و انس در آتش وارد شوید!» هر زمان که گروهی وارد می‌شوند، گروه دیگر را لعن می‌کنند؛ تا همگی با ذلت در آن قرار گیرند. (در این هنگام) گروه پیروان درباره پیشوایان خود می‌گویند: «خداوندا! اینها بودند که ما را گمراه ساختند؛ پس کیفر آنها را از آتش دو برابر کن! (کیفری برای گمراهیشان، و کیفری بخاطر گمراه ساختن ما.)» می‌فرماید: «برای هر کدام (از شما) عذاب مضاعف است؛ ولی نمی‌دانید! (چرا که پیروان اگر گرد پیشوایان گمراه را نگرفته بودند، قدرتی بر اغوای مردم نداشتند.)»

    + نوشته شده در  شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 5:37  توسط نائر رحمانی | 
    سلام
    از قدیم گفتن عجله کار شیطان است اما نگفتن عجله نکردن کار کیست؟؟!!
    ما که در این چند روز عجله نکردن کار دستمان داد... الان هم دارم عجله میکنم که هر چه زودتر کاری رو انجام بدم.... نمیدونم از عجله کردن الانم آسیب میبینم یا از عجله نکردن قبلاً؟؟!!!
    و اما قضیه از چه قراره....
    این روزها به خاطر حال و هوای ماه رمضون مثل همیشه صدا و سیمان برنامه ماه عسل رو راه انداخته..... توی این برنامه هاش دو شب پشت هم مختص یه نفر بود به اسم "سیده زهرا حسینی".... این خانم نویسنده اس....البته نویسنده که نه..... خاطراتش که مربوط میشه به زمان جنگ رو برای یه نفر نویسنده تعریف کرده و کتابش رو چاپ کردن....این خانم اصالتاً اهل ایلامه....اما توی بصره به دنیا اومده....بعد از سالها به ایران برمیگردن و توی خرمشهر ساکن میشن.... اونجا ایام میگذره تا به زمان جنگ میرسه....روزهای اول مهر ماه....عراق به ایران حمله میکنه....این خانم و بقیه خانواده ها و مردم شهر اوضاع عادی زندگیشون به هم میخوره....به امید اینکه مدت جنگ کوتاه باشه توی دیار خودشون میمونن...اما بعد از مدتی کم کم خانواده های جنگ زده به شهر های دیگه میرن و این مردم هشت سال جنگ رو تحمل میکنن (همراه با بقیه مردم ایران) و الی آخر....
    این خانم اول پدر و بعدا برادرش رو که توی جنگ کشته میشن رو با دستای خودش دفن میکنه....اوائل جنگ توی جنت آباد (قبرستان) خرمشهر مشغول به کمک رسانی میشه....توی دفن و غسل میت ها کمک میکنه....بعد ها وارد کار امدادگری میشه و اینطوری دین خودش به شهرش رو ادا میکنه....
    اما حالا اصل مطلب....
    احسان علیخانی که مجری برنامه ماه عسله واقعاً خلاف پیش زمینه ای که ازش داشتم با این خانم مصاحبه کرد....طوری صحبت میکرد که اگه کسی کتاب رو میخوند خیلی بیشتر از اون مصاحبه گیرش میومد..... تمام دغدغه های این مجری این شده بود که "کتاب دا" یک خاطره نویسی یا یک رمان؟؟؟!!!
    صحبت های واقعاً آبکی و ....
    شاید اگه کتاب رو خونده بود خیلی بهتر با این خانم مصاحبه میکرد و برنامه به درد بخور تر میشد....یا حتی با سه - چهار نفر که این کتاب رو خوندن صحبت میکرد بهتر بود....
    درست یادمه که توی یه قسمتی از کتاب این خانم به مراسمی دعوت میشه که مربوط به دهه فجره....اونجا در خلال مراسم گروههای موسیقی و سرود به نوبت برنامه هایی رو پخش میکنن....این خانم از دو سرود که یکیش رو ""حسام الدین سراج" و اون یکی رو کویتی پور اجرا میکنه خاطره های خیلی خوبی داره (صفحات 658 و 659)
    سرودی که حسام الدین سراج  میخونه اینه:
    خانه خون است ، کوچه خون است
    خانه دیده و دل هردو خون است
    پشت سنگر مانده بی سَر پیکر پاک برادر
    چشم خواهر ، چشم مادر مانده بر در ای دلاور
    و سرود کویتی پور هم......یاران چه غریبانه رفتند از این خانه
    توی این برنامه حتی برای موسیقی که برای دیدن عکس العمل این خانم پخش شد از این سرود ها استفاده نکردن!!! ترانه ای رو پخش کردن که این خانم هیچ حسی نسبت به اون نداشت!!! به نظر من این برنامه آبکی ترین برنامه ماه عسل بود و دارم کم کم به این نتیجه میرسم که احسان علیخانی فقط به درد برنامه هایی میخوره که توی اون یه نفر فلج رو بیاره و ازش بپرسه تو چطوری دوباره راه افتادی؟؟!
    یا اینکه با رک سوال کردن هاش برنامه رو جالب کنه!!! (مثلاً از مادر یه نفر بپرسه: "تو چطوری این همه سال نفهمیدی که بچت معتاده؟؟!!! اما بعد از ازدواج ، همسرش فهمید معتاده!!! آیا توی انجام وضایف مادریت کوتاهی نکردی؟؟!!")
    اما جایی که مهمون برنامه آدم رک و محکمی باشه دیگه این ترفند ها جواب نمیده!!!
    حقیقت اینه که اگه خودم رو جای فردی بذارم که این کتاب رو نخونده و راجع به اون توی یه برنامه اینقد سطح پایین صحبت میشه اصلاً هیچ رغبتی به خودم نمیدم تا اون رو تهیه کنم و مطالعه کنم....الان هم از دست خودم ناراحتم که چرا عجله نکردم تا زودتر از این برنامه ، تویه یه پست کوتاه این کتاب رو بعنوان بهترین خاطرات دنیا معرفی نکردم تا این جو منفی بوجود نیاد!!!
    الان هم دارم جبران میکنم و از همتون میخوام که حتماً این کتاب رو تهیه کنید و مطالعه کنید.... حتماً لذت خواهید برد (کتابی که تویه یه مدت کوتاه به چاپ هفتادم رسیده حتماً میتونه جالب باشه)....
    این جدی ترین توصیه من به شماست....منتظر نظرتون راجع به این کتاب هستم.


    + نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 9:1  توسط نائر رحمانی | 
    تاریخ روز توضیح
    ۱۵ و ۱۶ شهریور ۱۳۸۸ یکشنبه و دوشنبه دانشجویان ورودی ۸۵ و ماقبل
    ۱۷ و ۱۸ شهریور ۱۳۸۸ سه شنبه و چهار شنبه دانشجویان ورودی ۸۶
    ۲۱ و ۲۲ شهریور ۱۳۸۸ شنبه و یکشنبه دانشجویان ورودی ۸۷

    منبع: سایت دانشگاه کردستان

    http://tinyurl.com/l7tys5

    + نوشته شده در  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 4:22  توسط نائر رحمانی | 
    نمیدونم چرا انشا های ما بیشتر از چهارده نمیشد؟؟!!
    + نوشته شده در  سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 23:59  توسط نائر رحمانی | 
    سلام

    اینبار هیچ حرفی برای گفتن ندارم اما با دست پر خدمت رسیدم!

    یه چند تا کادوی اینترنتی دارم براتون که به درد ماه رمضون میخوره. اونها رو دانلود کنید و حالشو ببرید! راستی نرم افزار ها مخصوص موبایلن!

    دانلود نرم افزار اذان گو مخصوص اهل تسنن (با اندکی تغییرات در نرم افزار اصلی)

     دانلود نرم افزار اذان گو مخصوص اهل تشیع

    دانلود ربنا (با صدای استاد شجریان)

    + نوشته شده در  دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 2:33  توسط نائر رحمانی | 
    1-يهو نگاه ميكني مي بيني خانوادت كه 3 نفر بيشتر نيستن 5 خط موبايل دارن.
    2- واسه همكارت ايميل ميفرستي، در حاليكه ميز بغل دستي تو نشسته.
    3- رابطت با اقوام و دوستاني كه ايميل ندارن كمتر و كمتر ميشه تا به حد صفر برسه.
    4- ماشينت رو جلوي در خونه پارك ميكني بعدش با موبايلت زنگ ميزني خونه كه بيان كمك چيزايي رو كه خريدي ببرن داخل.
    5- هر آگهي تلويزيوني يه آدرس اينترنتي هم داره.
    6- وقتي خونه رو بدون موبايلت ترك ميكني، استرس همه وجودت رو ميگيره و با سرعت برميگردي كه موبايلت رو برداري، بدون توجه به اينكه 20-30 سال از عمرت رو بدون موبايل گذروندي.
    8- صبحها قبل از خوردن صبحانه اولين كاري كه ميكني سر زدن به اينترنت و چك كردن ايميله.
    9- الان در حاليكه اين مطلب رو ميخوني، سرت رو تكون ميدي و لبخند ميزني.
    10- اينقدر سرگرم خوندن اين مطلب بودي كه حتي متوجه نشدي اين ليست شماره 7 نداره.
    11- الان دوباره برگشتي بالا كه چك كني شماره 7 رو داشته يا نه.
    12- و من مطمئنم كه اگه دوباره برگردي بالاحتماً شماره 7 رو پيداش ميكني، بخاطر اينكه خوب بهش توجه نكردي.
    13- دوباره برميگردي بالا ولي شماره 7 رو پيدا نميكني،خوب من شوخي كردم ولي نشون ميده كه تو به خودت هم اعتماد نداري و هرچي بقيه ميگن باور ميكني.
    + نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 21:38  توسط نائر رحمانی | 
    همین حالارفتم گوگل و دیدم لوگوش تغییر کرده! برام جالب بود. گذاشتم تا شما هم ببینید.

    + نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 21:26  توسط نائر رحمانی | 
    سلام.
    الحمدلله این سیستم آموزش سپهر مهر ما رو از نون خوردن انداخته و دیگه این وبلاگ کمتر مثل گذشته ، به نمرات درسیمون میپردازه و از هر دری سخنی میشه و محلی شده برای ابراز نظر و بحث و گفتگوی سالم. (که من اینطوریشو خیلی بیشتر میپسندم!)
    پس لازمه که همینجا از همه افرادی که از این بحث ها لذتی نمیبرن یا حتی خوششون نمیاد معذرت خواهی کنم و ازشون بخوام که اگه لازم میدونن بیان تا اونها هم جزء نویسنده های وبلاگ بشن تا اونها هم به بحث هایی بپردازن که خودشون دوست دارن.
    اما حالا بریم سر اصل مطلب:
    امروز با یه سری از دوستامون راجع به اخبار روز صحبت میکردیم و اینکه اسرائیل ، تهدید کرده که به ایران حمله میکنه و ....
    به اینجای صحبت که رسیدیم ، دیدم بعضی از دوستای من (به شوخی) میگن که بذار حمله کنه! اصلاً حمله کنه که ما راحت بشیم! و ...
    من که خیلی بهم سخت اومد که حتی به شوخی این حرف رو بزنن. مسیر بحث رو منحرف کردم و ازشون خواستم تا با جدیت بیشتری بحث رو ادامه بدن! توی همین صحبت ها بودیم که یاد یه مسئله افتادم. اول اون رو برای شما هم تعریف میکنیم تا در جریان باشید.
    "اگه یادتون باشه جنگ اسرائیل و غزه (طبق تاریخ میلادی) توی 27 دسامبر 2008 شروع شد. یعنی حدود 4 روز مانده به سال نو! درست در همون موقعی که انواع و اقسام موشک ها و بمب های منع شده از دیدگاه جهانی که به دلیل صدمه به نسل بشر قدغن شدن ، روی سر مردم غزه ریخته میشد ، سفیر اسرائیل توی کشور یونان (علی یحیا) ، بعنوان هدیه سال نو ، سه بطری شراب ساخت اسرائیل رو برای تئودوروس پانگالوس (نماینده مجلس یونان و وزیر امور خارجه سایق این کشور) فرستاد. درست در تاریخ 30 دسامبر 2008 (یعنی سه روز بعد از شروع قتل عام غزه و دو روز مونده به سال نو) ، تئودوروس پانگالوس همراه با سه بطری شراب کذایی یک نامه به سفیر اسرائیل در یونان فرستاده بود. متن این نامه که توی وبسایت رسمی این سیستمدار هم اومده رو براتون میذارم:

    جناب سفیر،
    بابت سه بطری شرابی که به‌عنوان هدیه‌ی سال نو برای من ارسال کردید از شما تشکر می‌کنم. برای شما، خانواده‌تان و افراد سفارت سال خوشی را آرزو می‌کنم. سلامت و پیشرفت نصیبتان باد. متأسفانه، متوجه شدم شرابی که برایم فرستاده‌اید در بلندی‌های جولان درست شده‌است. از زمان خردسالی به من آموخته‌اند که نه دزدی کنم و نه ماحصل دزدی را قبول کنم. بنابراین نمی‌توانم این هدیه را بپذیرم و باید آن را به شما بازگردانم.
    همان‌گونه که می‌دانید، کشور شما بلندی‌های جولان، که براساس قوانین بین‌الملل و تصمیمات متعدد جامعه‌ی بین‌الملل به سوریه تعلق دارد را به‌صورت غیرقانونی اشغال نموده‌است. تمایل دارم از این فرصت استفاده کرده، ابراز امیدواری نمایم تا اسرائیل به امنیت در درون مرزهای به‌رسمیت شناخته شده‌اش دست یابد و فعالیت‌های تروریستی علیه قلمرو اسرائیل ازجانب حماس یا هر ارگان دیگری محدود گشته، به‌طورکامل متوقف شود. اما همچنین امیدوارم که دولت شما از اعمال سیاست تنبیه دسته‌جمعی که ازطرف هیتلر و ارتش او در مقیاس گسترده‌ای به‌کار برده می‌شد، دست بردارد.
    اعمال این‌روزهای ارتش اسرائیل در غزه، ما را به‌یاد هولوکاست یونانیان در کالاوریتا، دوکساتو، دیستومو و همچنین یقیناً گتوی ورشو می‌اندازد. با درنظر داشتن آن‌چه گفته‌شد، اجازه دهید تا بهترین آرزوهای خود را به شما، مردم اسرائیل و تمامی ساکنان این‌گوشه از دنیا ابراز دارم"
    بعد از تعریف کردن این ماجرا از اونها پرسیدم: "غیرت و حمیت ما جوونا کجا رفته؟ کجاست اون آرشی که با کمان و جون خودش مرز ایران رو تعیین کرد؟ کجاست اون آریوبرزنی که یک تنه جلو سپاه دشمن ایستاد؟ کجاست اون ....
    بعد هم بهشون گفتم وقتی یک آدمی (اونهم سیستمدار) اینقدر با شرافت و مردونگی تصمیم میگیره و هیچ هدیه ای رو از طرف یک کشور غاصب قبول نمیکنه ، من و تو ایرانی چطور تک تک گلوله ها و موشک های حاصل از جنگ کشورمون با اون کشور رو قبول میکنیم و اون رو نجات بخش خودمون میدونیم؟
    من با همه صحبت های این سیستمدار موافق نیستم اما خیلی از تصمیمی که گرفته خوشم اومد. از رک گوییش خوشم اومد و اینکه چقدر پاک تربیت شده. در ضمن با حمله هیچ کشوری به کشورم موافق نیستم که هیچ خیلی هم مخالفم. اما دوست دارم کشور کوچیکی مثل اسرائیل ، هیچ وقت فکر حمله به کشور من رو به ذهنش نیاره!
    البته نا گفته نمونه که دوستای من فقط به خاطر سرکار گذاشتن من این حرفها رو زده بودن و واقعاً مرد تر از این حرفها هستن.

    برای دیدن نامه اصلی به وبسایت رسمی نویسنده مراجعه کنید.

    http://www.pangalos.gr/releasesgr/2008/December08/Gramma301208.htm

    + نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 2:3  توسط نائر رحمانی | 

    در صورتی که قادر به مشاهده هر کدام از عکس ها نبودید، روی آن عکس کلیک راست کنید و گزینه show picture رو انتخاب کنید! امیدوارم درست بشه!

    سلام دوباره خدمت همه دوستان و یه سلام مخصوص هم خدمت نائر گیان جون!!!

    نائر جان اگر می دانستم که نوشتنم در اینجا آنقدر تو را خوشحال می کند که هر لحظه ممکن است بال در بیاوری، آنقدر مطلب می نوشتم که از خوشحالی شاخ در بیاری!!!

    خب راستش اگه یکم در عمق مطلب فرو میرفتی و در ابعاد آن تا حدی مستغرق میشدی، ربط آپولو رو به فوتبال و "انرژی هسته ای حق مسلم ماست"، رو می فهمیدی و کلا کیف اش بهمین بود که من تا همون حد بنویسم و شما خودتون بگیرید مطلب ر (بخونید matlab re) چون اگه قرار باشه هر بار من بیام خودم کل مطلب رو بنویسم، که سر یه ماه وبلاگ  فیلتر میشه و نائر را نیز به عنوان بنیان گذار آن، به یک بازداشتگاه غیراستاندارد برای بحث و تبادل نظر منتقل میکنند و ایشان نیز یک سیلی نخورده ما رو بعنوان جاسوس ناسا در گروه معدن معرفی خواهد کرد!!!(این موضوع تا اینجا باشه، یک مطلب کامل در این مورد تو ذهنم هست که توی پستهای بعدی مینویسم!) الا ایحال بر خود لازم و ضروری می دانم که برای باز کردن این گره تاریخی از گردن ناسا که الهی من قربونش برم و خدا برای پدر مادرش نگه اش دارد انشاالله، یه چند جمله دیگه هم بنویسم، که شاید درس عبرتی باشه برای بقیه سازمانهای فضایی!!! از شوخی گذشته باید رو این نکته تاکید  کنم که من پسرخاله ناسا نیستم که بخوام از منافعش اینجا دفاع کنم و اصلا هدفم از گذاشتن تاریخچه آپولو چیزهای دیگه ای بود! ولی حالا که واقعا برایت سوال شده بروی چشم!

    آیا سفر به ماه دروغ است؟؟؟

    البته ناگفته نماند که از رابطه علم و سیاست هم بخوبی خبر دارم و بهمین دلیل نیز نوشتم اگر بجای حاکم بودن این رابطه، علم با انسانیت گره می خورد دنیای ما الان شکل دیگری داشت! و الان بجای ساخت وتولید بمبهای بزرگتر(منظورم همون بزرگتر بود، آخه نیست ما عوام عقلمون به چشمونه فکر می کنیم هرچی بزرگتر باشه، قویتره!!!) در فکر سیر کردن اون چند میلیارد آدمی که شبا تو گوشه و کنار دنیا گشنه می خوابند، بودند.

    بگذریم...(حالا من هی می خوام رمانتیک نشم هی نمی زارید، می دونم خودتونم الان گریه تون گرفته!)

    در مورد صحبت های انوشه انصاری هم بگم که از منبعش مطمئن نیستم، چون جدیدا مد شده هر جمله ای که یکم جالب باشه میان به صد نفر نسبتش میدن، و وقتی منبع موثق میشه که آدم از خود شخص بشنوه!!! ولی بهرحال به جای اینکه به این فکر کنیم که چه کسی گفته بهتره رو اینکه چی گفته فکر کنیم!!!

    خب بیایم سر اصل مطلب، همین اول بگم نظر شخصیم اینه که ناسا تونسته فضا نورد به ماه بفرسته، اونم نه یکبار بلکه 6 بار! حالا کم کم دلیل هامو میگم! آپولو 11 اولین سفر به ماه بود و بعد از اون 5 بار دیگه هم فضانوردان ناسا طی برنامه های بعدی مانند آپولو12، آپولو 14، آپولو15، آپولو 16، آپولو17 به صورت موفقیت آمیز به ماه سفر کردند. خب البته تمام ماموریت های آپولو با موفقیت انجام نشد، در طی برنامه آپولو یک در طی تمرین، به علت آتش سوزی در فضاپیمای فرماندهی، سه فضا نورد آن کشته شدند. همچنین در طی برنامه آپولو 13 فضانوردان به دلیل مشکلات پیش آمده موفق به فرود بر سطح ماه نشدن و به زمین برگشتند. اینا رو گفتم که فکر نکنید همینجوری ناسا گوروووپی سه تا فضانورد به ماه فرستاده، برنامه آپولو یکی از پیچیده ترین برنامه های علمی تاریخ بشر است که برای مراحل مختلف آن سالها تلاش شده است!!! پس یکی از نظریه ها که گفته بود بدون هیچ تمرین و آمادگی قبلی به ماه سفر کرده بودند تا حدی رد میشه! در ادامه مطلب لیست دقیق برنامه های آپولو و هدف هر کدوم از اونها رو گذاشتم!

    خب اینم شاید یه دلیل برای دروغ بودن سفر به ماه باشه!!!

    نکته بعدی که به عنوان دلیل تقلبی بودن عکسها مطرح می شود، وجود پرچم ایالات متحده آنهم به شکلی که انگار در باد قرار دارد است، درحالی که در ماه اتمسفری وجود ندارد که منجر به وزیدن باد شود! البته جوابش در خود سوال نهفته است، در ماه به دلیل شرایط بی وزنی و نبود اتمسفر پرچم به همون صورتی که به آن شکل داده اند باقی می ماند و در فیلم نیز مشخص است که پرچم تا زمانی تکان می خورد که فضانورد آنرا تکان میدهد! دو عکس زیر بصورت پی در پی و با اختلاف چند ثانیه از باز آلدرین گرفته شده است، اگه توجه کنید در یک عکس دست آلدرین بالاست و در عکس بعدی دستش رو پایین آورده ولی پرچم هیچ گونه حرکتی نکرده است! در فیلمی هم که از سفر این فضانوردان پخش شد نیز پرچم هیچ گونه حرکتی ندارد مگر در مواقعی که فضانوردان آنرا تکان می دهند!(برای دیدن توضیح هر عکس، نشانگر موس را چند لحظه روی آن نگه دارید!)

    عکس شماره 2) در این عکس، که با اختلاف چند ثانیه از عکس قبلی گرفته شده هر دو دست باز آلدرین، پایین است!عکس شماره1) در این عکس یک دست باز آلدرین کنار سرش قرار داره!

    اگه توجه کنید کاملا معلومه در این دو عکس که با اختلاف چند ثانیه گرفته شده است، پرچم هیچ تغییری نکرده است! این انیمیشن بهتر میتونه مطلب رو نشون بده!

    این انیمیشن بهتر میتونه مطلب رو نشون بده!

    برای پیدا کردن جواب بقیه سوال ها از جمله مرگ تعدادی از فضانوردان و هاله نور و منابع نوری و... می تونید به اینجا مراجعه کنید(راستش رو بخواید حوصله نداشتم بشینم ترجمه کنم!)

    البته ناگفته نمونه که تعداد اشکالاتی که به عکسها و فیلمهای آپولو وارد کردن خیلی زیاده و هرکس هم میتونه بشینه یه حرفی از خودش در بیاره! اینقدر زیاد که من وقتی سرچ کردم ساعتها گیج بودم و به شک افتادم! ولی خب فراموش نکنیم که این اتفاق در زمان جنگ سرد اتفاق افتاده و شوروی، رقیب قدرتمند آمریکا نیز با توجه به تمام امکاناتی که در اختیار داشت صحت سفر به ماه را زیر سوال نبرد! زمانی هم که شوروی گاگارین رو به فضا فرستاد خیلیها می گفتن همچین چیزی دروغ بوده!

    محل فرود آپولو 11

    ربط پرتاب آپولو به فوتبال و انرژی هسته ای و غیره هم اینه که، ای بابا هر چی باشه آپولو رو قدرت اول علمی ، اقتصادی و نظامی دنیا به فضا پرتاب کرده!(حالا بگذیریم که با امپریالیسم، تو شیشه کردن خون بقیه یا هر طور دیگه ای به اینجا رسیدن!) اگه کشوری مثل کومور یا بورکینافاسو همچین ادعایی می کرد میشد گفت که ای بابا اینا هنوز حتی نمی تونند سمند تو کشورشون بسازند و هرچهار سال یه بار، میگن باید برای جام جهانی برنامه داشت و باز آش همون آشه و کاسه همون کاسه و برا انرژی هسته ایشون هنوز دست به دامن دشمناشونن در حالی که برو بچ ناسا، انواع و اقسام ماهواره ها و شاتلهای فضایی رو سال به سال دارن پرتاب میکنن و ماه که جای خود داره مریخ و بقیه سیارات هم از دستشون در امان نبوده! و الان هم ایستگاه بین المللی فضایی یکی از دستاوردهای بزرگ جهان است که از ترکیب تکنولوژی های غول های علمی جهان بوجود آمده است! تازه اونها احتیاج ندارن که برا اینکه امکانات علمیشون رو ثابت کنن بیان لاف بزنن که مثلا چندتا بچه دبستانی وسایل آپولو رو از بازار خریدن و دارن تو زیرزمین خونشون آپولو درست می کنن! که یعنی ما آپولو برامون کاملا بومی سازی شده!

    البته به کسایی که فیلم "سگ را بجنبان" رو دیده باشند، حق میدم که خیلی سخت این حرفها رو باور کنن و طرفدار پروپا قرص تئوری توطئه باشند!(برای اونایی هم که این فیلم رو ندیدن سعی میشه بعدا فیلم رو نقد کنیم ولی شنیدن کی بود مانند دیدن! پس خودتون فیلم رو گیر بیارید و ببینید، مطمئن باشید دیدتون نسبت به رسانه ها کلا عوض میشه، در کل ضرر نمی کنید!)

    فکرش رو بکنید در صورتی که سفر به ماه یک نمایش بوده باشه، کدوم کارگردان اینو رو کارگردانی کرده!؟

    به نظر شما فیلم سفر به ماه دست پخت کدوم یک از این کارگردان هاست؟

    وقتی داشتم دنبال این کالیکاتور تو اینترنت می گشتم، یک عکس جالب دیدم که فکر کنم در مجله نیویورک تایمز هم چاب شده بود و ادعا کرده که موشکهایی که ایران چند سال پیش در یکی از رزمایش ها  آزمایش کرده، همش فیلم بوده!!! دیگه پیدا کردن راست و دروغش با خودتون!!!

    به نظر شما کدوم تصویر واقعیه؟

    خب دیگه مثل اینکه بازم زیاد شد همیشه موفق باشید

    فعلا خداحافظ....


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 19:29  توسط ehs@n | 
    سلام به دوستان گل وگلاب!

    مطلب جالب احسان جان رو خوندم و از اینکه دوباره مطلب نویسی رو شروع کرده خیلی خوشحال شدم. خواستم تا توی قسمت نظرات ، نظر کوچیکی بدم اما انگار خیلی زیاد شد!!!

    وقتی دکمه ثبت نظر رو زدم! آقا یا خانم بلاگفا فرمودند که "شما مجاز به وارد کردن حداکثر دو هزار حرف هستید"

    انگار نظر من از دو هزار حرف هم بیشتر شده بود!

    مجبور شدم تا توی یک پست جدید ، نظرم رو بگم! البته نظرم رو میذارم توی ادامه مطلب تا هر کی خواست بره و بخونه!

    از اینکه مزاحم اوقات شریف شدم ، معذرت میخوام.


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 12:29  توسط نائر رحمانی | 

    سلام دوستان امیدوارم که همه خوب و خوش و سلامت باشید، یه  مدت کم پیدا بودم اونم بخاطر یه سری مسائل ولی حالا... البته یه سری مطالب نوشتم که بعد از ویرایش بترتیب اولویت میزارم تو وبلاگ! این مطلب رو به مناسبت چهلمین سالگرد پرتاب فضاپیمای آپولو11 و قدم گذاشتن اولین انسان بر روی سطح ماه و همچنین سال جهانی نجوم براتون می زارم، حالا ببینید که از چی شروع می کنم و به چی تموم میشه!(خدا رحم کنه!)

    خب اول یه چهار تا چیز بدرد بخور یاد بگیرید اطلاعات عمومیتون بره بالا:

    در 16 جولای 1969 فضاپیمای آپولو با موشک ساترن 7 از پایگاه کیپ کندی با سه فضانورد به نام های نیل آرمسترانگ، باز آلدرین و میشل کالینز به فضا پرتاب شد، و چهار روز بعد سفینه ایگل بر روی ماه فرود آمد. فضانورد سوم مسولیت خلبانی سفینه فرماندهی کلمبیا، که بدور ماه در چرخش بود را بعهده داشت. در فردای آنروز یعنی در 21 جولای 1969 نیل آرمسترانگ به عنوان فرمانده گروه اولین کسی بود که از سفینه پیاده شد و بر سطح ماه گام گذاشت. نیل آرمسترانگ بعد از اولین قدمش برروی ماه گفت: "این یک گام کوچک برای یک بشر و یک خیز بزرگ برای بشریت است."

    فضانوردان در مجموع حدود 21 ساعت و نیم روی سطح ما بودند که در این مدت به گشت وگذار در سطح ماه، جمع آوری حدود 22 کیلوگرم از خاک و سنگهای سطح ماه و انجام یکسری آزمایشات دیگه مشغول بودند! این دو فضانورد بعد از پایان عملیات روی سطح ماه به سفینه فرماندهی برگشتند و از آنجا به همراه فضانورد دیگر به زمین برگشتند.

    امیدوارم به پرچم آمریکای جهان خوار حساسیت نداشته باشید!!!

    البته شاید خنده دار بنظر بیاد ولی حرف و حدیث های زیادی در این مورد وجود داره، خیلی ها که بیشترشون ناخوداگاه طرفدار تئوری توطئه اند(البته فکر نکنید فقط ما ایرانیها اینجوری هستیم و فکر می کنیم همه بر علیه مون هستند! این مریضی تو تمام دنیا یه جوری اپیدمی شده) عقیده دارن که سازمان ناسا بخاطر رقابتی که با شوروی در فضا داشت با کمک هالیوود تمام صحنه ها و عکس ها را ساخته است. البته برای خودشون یک سری دلیل هم دارند که این دلایل رو با یه سرچ تو سایت های زیادی میشه پیدا کرد که خیلی هاش هم مال چهل سال پیشه و توسط روزنامه نگارها و متخصصان اون موقع مطرح شده که چندتا از جالباش اینا هستند:

    در همان ابتدای فیلم آپولو 11 دوربین در داخل سفینه آلدرین را نشان می دهد که در پنجره پشت سرش زمین معلوم است . بعد دوربین به سمت نیل آرمسترانگ در آن طرف سفینه می چرخد و نکته جالب اینکه باز هم زمین در پنجره پشت سر آرمسترانگ معلوم است.(می تونید فیلمش رو از سایت ناسا نگاه کنید البته برای کسانی که مثل من از سرعت بالای اینترنت رنج می برند اصلا توصیه نمیشه!)

     بررسی عکس های آپولو 11 نکات مبهم دیگری را آشکار می کرد . در بعضی از این عکس ها کاملا مشخص است که بعضی از اشیا دوباره به عکس اضافه شده اند و در یکی از تصاویر روی یک صخره در سطح ماه یک حرف C   بزرگ دیده می شود که در هالیوود برای مشخص کردن وسط کادر نوشته می شود.(دروغ چرا خودم همچین چیزی ندیدم ولی حتما اونا دیدن که گفتن!)

    نکته اصلی که بهانه دست مخالفان می دهد ماجرای منابع نور است. در فیلم های حرکت فضاپیما در ماه  با حرکت فضاپیما سایه اش در جهت های مختلفی حرکت می کند که به خاطر مشکلات منبع نوری است . تفاوت بین اندازه سایه های فضانوردان که به خاطر نزدیک بودن یکی به منبع نور یا واضح بودن تمام جزئیات چهره ادوین آلدرین در تصویری که درست پشت به خورشید قرار دارد. این احتمال را مطرح می کند که از یک منبع مصنوعی نور استفاده شده است. به غیر از این تقریبا در تمام تصاویر تمام اجزا در وسط کادر و در جایی صحیح قرار دارند. انگار که یک عکس تبلیغاتی گرفته شده باشد . این مساله از نظر عکاسان حرفه ای با توجه به اینکه دوربین روی سفینه فضانوردان ثابت شده بود و در شرایط بی وزنی تنظیم آن بسیار سخت است کاملا عجیب به نظر می رسید.

    وجود هاله نور(این هاله نور با اون هاله نور خیلی فرق داره ها!) به دور عکس خورشید (در حالی که هیچ اتمسفری در ماه وجود ندارد تا هاله دور عکس به وجود بیاورد) نبودن هیچ تصویری از ستاره ها شاید به دلیل ترس از اینکه ستاره شناسان مچ گیری کنند(البته اگه حتی یکبار از ستاره ها عکس گرفته باشید میدونید که به خاطر مسائل فنی این دلیل زیاد قابل قبول نیست!)  و رعایت نشدن ترتیب زمانی اتفاقات در یک حلقه چاپ شده از عکس ها... خبرنگاران به سوتی های دیگری هم اشاره کرده اند . یک استودیوی هالیوودی حتی آزمایش معروف پروچکش را عینا شبیه به تصاویر فیلم ناسا بازسازی کرد. اینکه کابل هایی که شرایط بی وزنی را بوجود می آورند در بعضی تصاویر دیده می شدند.

    یا اینکه رئیس ناسا درست یک روز قبل از اعزام آپولو 11 استعفا کرده بود یا مرگ گاس گرسیوم فضانورد که در یک مصاحبه گفته بود به جای 2 سال حداقل 10 سال تا موفق شدن پروژه زمان لازم است یا کشته شدن شاهدان و مطلعان عملیات آپولو در ظرف مدت کوتاه یا ماجرای تکان خوردن پرچم آمریکا روی ماه که هیچ اتمسفری برای به وجود آمدن باد وجود ندارد از نکات مبهم دیگری است که طرفداران تئوری توطئه را بیشتر سر ذوق می آورد.

    البته یکسری دیگه هم هستند که انگار از اون طرف افتادن پایین!!! این عده میگن که سازمان ناسا در ماه به یک تمدن فضایی قدیمی برخورد کرده ولی این موضوع رو فاش نکرده و اطلاعات این سفر رو مخفی نگه داشته!!!

    بهرحال بنظرم هر چی باشه الان داریم نتایج پرتاب آپولو رو در ایسگاه بین المللی فضایی میبینیم. مسابقه فضایی نشان داد که کشورها اگه بجای مسابقات تسلیحاتی و ساخت بمب های بزرگ تر و مخرب تر، اسلحه های کشنده تر و... به فکر پیشرفتهای علمی نه برای یک ملیت و نه برای یک نژاد بلکه برای تمام بشریت باشن، دنیا خیلی قشنگتر میشه...(خودتون این جملات رو تو ذهنتون ادامه اش بدید، نمی خوام زیاد رمانتیک بشه، می ترسم گریه تون بگیره!) فقط شاید این جملات انوشه انصاری که تجربه دیدن زمین را از بیرون این کره خاکی داره، کافی باشه، پس بدون هیچ توضیح اضافه:

    "از اینجا هیچ مرزی و هیچ خشونت و بدی را نمی توان روی زمین دید، همه چیز در این سیاره آبی، زیبا و زنده بنظر می رسد ای کاش همه این زیبایی را می دیدند و در حفظ این زیبایی می کوشیدند"

    "زمانی که شما کره‌ی زمین را از فضا می‌نگرید و درک می‌کنید که چه قدر در مقایسه با کیهان و کهکشان سیاه‌رنگی که آن را دربرگرفته، کوچک و ناچیز به نظر می‌رسد، یک دیدگاه جدید در مورد زندگی به شما القا می‌شود و خواهیم دانست که چه قدر کوچک و ناچیز هستیم و چه قدر احمقانه است که بر سر مسایل و چیزهای کوچکی بجنگیم که ارزش آنها در مقابل این جهان عظیم و بی‌نهایت، مثل یک ذره‌ی خاک ناچیز است."

    حالا احتمالا دارید میگید حالا مگه چیه؟ چرا اینقدر مطلب نوشتی؟ حالا مگه چیکار کردن؟ آپولو که هوا نکردن؟ اگه اینو پرسیدید باید بگم که آفرین، دقیقا مسئله اینه که آپولو هوا کردن! شما چقدر باهوشید! بهرحال این موضوع اینقدر مهم بوده که تو ادبیات ما بصورت ضرب المثل وارد شده و ما هر وقت بخوایم بگیم کاری خیلی سخته میگیم مثل آپولو هوا کردنه!!!

    مثلا همین تیم ملی خودمون تونست آپولو هوا کنه و توی پنج تیم که سه تیمش شانس صعود داشت، تونست نره جام جهانی!!! که کار هر کسی نیست!!!البته سقوط! تیم ملی به جام جهانی دیگه امری کاملا عادی شده و دیگه کار زیاد سختی نیست که لازم باشد این ضرب المثل بکار برده شود چون تکنولوژی آن بدست مدیران پرتوان ورزشی کاملا بومی سازی شده و از این بابت نباید هیچگونه نگرانی داشت!

    تازه آپولو که چیزی نیست ما کارهایی کردیم که هیچ جای جهان هنوز به همچین دانشی دست پیدا نکردن! مثلا ما دانش آموزانی داریم که وسایل انرژی اتمی رو از بازار خریداری کرده و در زیرزمین،  پشت بوم و سایر سوراخ سنبه های خونشون مشغول غنی سازی اورانیوم و تولید ترقه های هسته ای برای چهارشنبه سوری می باشند!!! این در حالیه که برای نیروگاه بوشهر که قرار بود سی سال قبل راه اندازی بشه باید دست به دامن کشورهای فوق دوست و برادر(نکته: کشور فوق دوست و برادر از کشور دوست و برادر،  دوست و برادرتر می باشد!) بشویم!!! البته کشور فوق دوست و برادر، روسیه که پیشینه های تاریخی بیاد ماندنی باهاش داشتیم و همیشه در طول تاریخ کمک های بی شائبه ای به کشور ما نموده و اینجور که معلومه حالا حالاها سایه اش از سرمان کم نخواهد شد و همچنین روی انگلیس را نیز سفید نموده است!!! خلاصه به امید اینکه این پیشرفتهای ما نیز زمانی برای آنها آرزو شود و وارد ضرب المثل یا حداقل جمع المثل ها یا تفریق المثل هایشان شود! به امید آن روز...

    ببخشید طولانی شد...تا بعد...

    + نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 2:42  توسط ehs@n | 
    میدونید دیکتاتور و دیکتاتوری یعنی چی؟
    متن زیر رو بخونید ، حتماً براتون جالب میشه!
    در اصل مقامی بود در جمهوری روم باستان که برای هنگام بحران به کسی واگذار میشد. در این هنگام ، فردی اختیار کامل حکومت و ارتش را برای مدت محدود (معمولاً شش ماه) به دست میگرفت. به همین دلیل ، دیکتاتوری رومی نوعی قدرت قانونی بود ، ولی در اواخر دوره جمهوری سردارانی که قدرت حکومت را از راههای غیر قانونی در دست گرفتند ، این عنوان را به خود بستند و دیکتاتوری صورت غیر قانونی یافت.
    سولا و یولیوس قیصر محدودیتهای دیکتاتوری را برداشتند و خودسرانه حکومت کردند. از آن پس ، دیکتاتور عنوان کسی شد که ، بدون داشتن مقام پادشاهی ، با اقتدار کامل و بدون محدودیت قانونی ، بر دولت فرمانروایی می کند.
    دیکتاتوری نوعی قدرتمداری است که چند از این ویژگی ها را داشته باشد:
    1- در کار نبودن هیچ قانون یا سنتی که کردار فرمانروا یا فرمانروایان را محدود کند. (یا اینکه فرمانروا با قدرت نامحدود خود آن قوانین را زیر پا گذاشته باشد.)
    2- بدست آوردن قدرت دولت با شکستن قانونهای پیشین
    3- نبودن قاعده و قانونی برای جانشینی
    4- به کار بردن قدرت در جهت منافع گروه اندک
    5- فرمانبری مردم از قدرت دولت تنها به سبب ترس از آن
    6- انحصار قدرت در دست یک نفر
    7- به کار بردن ترور به عنوان وسیله اصلی کار بست قدرت
    در تاریخ معاصر ، دیکتاتوری را میتوان به دیکتاتوری فردی (چنانکه در آمریکای لاتین یا کشور های عرب یافت میشود) و دیکتاتوری فراگیر (توتالیتر) تقسیم کرد.
    + نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 2:41  توسط نائر رحمانی | 
     
    صفحه نخست
    پست الکترونیک
    آرشیو
    عناوین مطالب وبلاگ
    درباره وبلاگ

    نوشته های پیشین
    آبان 1388
    مهر 1388
    شهریور 1388
    مرداد 1388
    تیر 1388
    خرداد 1388
    اردیبهشت 1388
    فروردین 1388
    اسفند 1387
    بهمن 1387
    دی 1387
    آذر 1387
    آبان 1387
    مهر 1387
    شهریور 1387
    مرداد 1387
    تیر 1387
    نویسندگان
    نائر رحمانی
    همکلاسی
    جواد جوانبخت
    ابراهیم اصلانی
    ehs@n
    محمد عباسی
    ستار منبری
    رشاد حسامی
    پیوندها
    وبلاگ یوکمه (مهندسی اکتشاف معدن دانشگاه کردستان)
    دانشجوی بسیجی (وبلاگ علی سزاوار)
    اخباری راجع به امور دانشجویان uok (وبلاگ محمد رضا مرادی)
    وبلاگ محمد ملکی (کانون موسیقی دانشگاه کردستان)
    کتابخانه پرنیان (ویژه موبایل)
    کتابخانه آریانا (ویژه موبایل)
    تستهای روانشناسی و خودشناسی
    سوسول
    اشعار دکتر ترانه جوانبخت(به چند زبان زنده ی دنیا)
    بزرگترین وبلاگ سرگرمی و تفریحی
    دنیای حیوانات
    بهترین لوگوها
    عشق+عبرت
    جهان فوتبال
    بزرگترین سایت عمومی ایران
    گلبرگی از باغ زیبای قران
    اتاق ابی
    علمی&سرگرمی
    مطالب انگیلیسی -فارسی
    ریاضی زیباست=زندکی زیباست
    SMS softwar game
    محشر
    دانلود کتاب و اهنگ و نرم افزار و ..........
    عکس روز........
    عشق
    خاکستر گل سرخ
    تبریز بالاسی
    دنیای دیونه دیونه!
    باشگاه مهندسان ایران
    خواب صورتی
    وبلاگ تخصصی دکتر علی شریعتی
    سخنان دکتر علی شریعتی
    جدید ترین های اینترنت
    شب خیال
    عکس:کلیپ:اهنگ:دانلود:نرم افزار:قالب:جوک
    رفقا
    free download
    دنیای ایران
    قرائتهای مجلسی
    پدیده قرائت ایران
    طنز نوشت های صادق عبدالهی
    همکلاسی (صحبت های درگوشی)
    سه سوت دانلود
    خواب صورتی
    همکلاسیم
    جایی برای با هم بودن
     

     RSS

    POWERED BY
    BLOGFA.COM